اصـول یادگیـری در آمـوزش و پـرورش

1-   اصـل آمادگی : آمادگی یعنی اینکه فرد در زمینه های بدنی  ، عاطفی ، روحی و روانی و اجتماعی آماده باشد. براساس این اصل رعایت چند نکته لازم است . الف : اولاٌ آمادگی در شاگردان متفاوت است .  ب:  معلم و مدرسه باید برنامه هایشان قابل انعطاف باشد تا شاگردان مختلف توانایی استفاده از آنها را داشته باشند.

2-    اصـل تاثیر تجربیات قبلی در فراگرفتن مطالب جدید :  در جریان تدریس باید متوجه این موضوع شد که تجربیات قبلی شاگردان در یادگیری مطالب علمی جدید اثر گذار است . هر چند این نکته نباید فراموش شود این تجربیات نیز با هم فرق دارد .

3-  اصـل فعالیت : بر اساس این اصل شاگرد باید فعال باشد خودش بیاموزد ، البته تحت نظارت و راهنمایی معلم باشد . این اصل به ما می گوید که یادگیری زمانی اتفاق  می افتد، که شاگرد خودش تجربه کند . براساس این تجربه ، تغیراتی در افکار و عقاید و احساساتش بوجود آید .

4- اصـل توجه به میل و رغبت :  تلاش و کوشش شاگردان تا حد زیادی به میل و علاقه آنها بستگی دارد . اگر    می خواهیم تلاش و کوشش شاگردان را افزایش دهیم باید ایجاد انگیزه و رغبت نماییم . وظیفه معلم ایجاد علاقه است . همچنین ایجاد علاقه باعث می شود روند یادگیری آسان شود .

5-  اصـل انتقال در یادگیری : مهمترین کار در آموزش و پرورش در مؤسسات علمی آن است که دانش آموزان را قادر کنند که آنچه را آموخته اند بتوانند در عمل نشان دهند .اگر این کار را نکند کارش بیهوده است .

6- اصـل مربوط به روابط اجزاء و کل : اگر در فرآیند تدریس موضوع را بصورت کلی بیان نماییم ، ضمن توجه به مباحث قبلی و علاقه فراگیران رعایت این اصل ،  یادگیری را آسان می نماید .

7- اصـل فهم در یادگیری : اگر یادگیری از روی فهم و بصیرت صورت بگیرد به مراتب ماندگاریش  بیشتر است . اگر به شکلی سطحی انجام گیرد، طولی نمی کشد که فراموشی اتفاق می افتد.

اصـول تعلیم وتربیت و جریانات اجتماعـی

1-    همـکاری : بر اساس این اصل انسان ها و گروه های انسانی برای رسیدن به اهدافشان (اهداف مشترک ) فعالیت های خود را متحد کرده و از یک دیگر بهره مند می شوند . براین اساس کارهای تربیتی مدارس با همکاری دانش آموزان که معلمان و اولیاء استوار است .

2-   سازگاری اجتماعـی : جریانی است که در آن روابط افراد و گروه ها به شکلی تنظیم شده است که رضایت آنها را تامین نماید .از لحاظ تربیت ، سازگاری اجتماعی تا اندازه ای ضروری است . نکته مهم این است که معلم نباید انتظار داشته باشد فراگیرحالات پذیرندگی و انفعال داشته باشند .که در این صورت استقلال خود را از دست می دهند .

3-  مخـالفت : از لحاظ ادبیات جامعه شناسی عبارت است از آن دسته از دانش ها وعکس العمل هایی که انسان      بوسیله ی آنها می خواهد با استفاده از موقعیت و شرایط خاص به اهدافش دست یابد. در صورتی که همین شرایط مانع رسیدن دیگران به اهدافشان می باشد . مخالفت دو نوع است : 1-   درونی و شخصی که دراین جا معلم باید نقش خودش را ایفا کند . یعنی اینکه بین استعداد ها و تمایلات فرد حدی از توازن برقرار کند .  2- تضاد اجتماعی : که در این جا تفاوت میان عقاید و دیدگاه ها وجود دارد که نفع جامعه است و برای رشد آن سودمند است .

4- تـوافق : یکی دیگر از جریانات اجتماعی که برای رشد جامعه ضروری به نظر می رسد توافق است .هدف آن جلوگیری از تضاد یا کم کردن آن است . و از اهمیت خاصی برخوردار است .

آقای جان دیویی بعنوان یکی از اندیشمندان تعلیم و تربیت بهترین روش تربیتی را حل مساله یا روش علمی      می داند . واجرای این روش مراحلی را در پی دارد که عبارتند از: 1- بیان مساله 2- فراهم کردن مدارک و معلومات 3- پیدا کردن راحل های مناسب4- آزمایش راحل ها 5- انتخاب بهترین راه 6- استدراج یا نتیجه گیری

اصـول یا اهداف تربیتـی باید چه ویژگـی هایی داشته باشد .

1-      اهداف تربیتی باید با توجه به معانی رشد بیان شود .

2-      اهداف تربیتی باید باتوجه به افکار و عقاید وآداب و رسوم و تمایلات افراد باشد .

3-      اهداف تربیتی باید موافق ایدال های اجتماعی باشد .

4-      اهداف تربیتی باید  تایید کننده یکدیگر باشند .

5-      اهداف تربیتی باید قابلیت اجرا داشته باشد .

6-      اهداف تربیتی باید قابل فهم باشد .

7-      اهداف تربیتی باید متغیر و انعطاف پذیر باشد

8-      اهداف تربیتی باید  جامع باشند.

تعلیـم وتربیت قـدیم با تعلیـم وتربیت جـدید و پیشـرفته

 

نظریاتی که آموزش و پرورش قدیم را تشکیل می دادند عبارتند از  :

1-      موضوع تعلیم وتربیت قدیم مشتمل است بر اطلاعات و مهارتی که در گذشته قابل اجرایند .بنابراین وظیفه معلم فقط انتقال اطلاعات و مهارتها بود . ( یعنی انتقال تجربیات خود به دیگران )

2-      در گذشته معیار ها و میزان ها برای رفتار تهیه شده بود . بنابراین باید عاداتی در فرزندان شکل می گرفت مطابق با آن موازین باشد .

3-      مدرسه بصورت یک موسسه ی کاملاٌ جدا از سایر موسسات اجتماعی بود .

مهمتـرین هـدف امـور تربیت قـدیم چه بود ؟

 

1-      آماده کردن بچه برای برعهده گرفتن نقشها در آینده ( جامعه پذیری : که خود به دو صورت انجام می گرفت : 1- درونی کردن 2- کنترل اجتماعی یا جبر )

2-       اساس تعلیم وتربیت قدیم تحمیل از مقامات بالا و پذیرفتن آن توسط افراد زیرین جامعه بود .

اصـولی که در آمـوزش و پرورش جـدید یا پیشـرفته بر اساس آن شکل گـرفته کـدامند ؟

 

1-      در مقابل تحمیل از بالا ، رشد و تربیت فرد مورد نظر است .

2-      در مقابل انظباط خارجی فعالیت آزاد قرار دارد .

3-      بجای یادگیری از طریق معلم و کتاب ، یادگیری از راه تجربه است

4-      بجای کسب مهارت ها و روش ها ی مجزا ونامربوط ، بهترین راه رسیدن به هدف ، تمرین است .

5-      در مقابل آمادگی برای آینده ،(  آینده ی دور و نامعلوم)  استفاده از فرصت های موجود باید مورد توجه قرار گیرد .

6-      بجای پیروی از مواد و اهداف ثابت ، شرایط باید به گونه ای طراحی شود که دنیای متغیر را فراموش نکنیم .

تجــــربه

 مسئله ی مهم تعلیم و تربیت جدید کشف رابطه ی حیاتی تعلیم و تربیت وتجربه شخصی است . زیرا فلسفه جدید با تجربه و آزمایش رابطه نزدیک دارد . این عقیده که  هر تربیت صحیحی از راه تجربه دست می آید دلیل بر آن نیست که هر تجربه ایی آموزنده و اثر تربیتی دارد .

 در تعلیم و تربیت قدیم بچه ها تجربیاتی داشتند. و این تجربیات  از لحاظ تربیتی صحیح نبود زیرا با تجربیات بعدی دانش آموز رابطه ایی نداشت . تعلیم وتربیت جدید چون با قوانین رشد هم خوانی بیشتری دارد ساده تر از تعلیم وتربیت قدیم است . اما باید بدانیم سادگی با آسان بودن فرق دارد زیرا انتخاب مطالب درسی سازمان دادن آنها و بکار گیری این اصول کار آسانی نیست .

اصـول میزان های تجـــربی

1-    اصل ادامه یا پیوستگی : این اصل متکی بر عادات است . این اصل یه ما می گوید که هر تجربه چیزی از تجربیات قبلی و گذشته گرفته و به نحوی در تجربیات آینده موثر است . بر اساس این اصل تجربیات قبلی شاگردان باید متناسب با تجربیات تربیتی دانش آموزان در مدرسه یاشد . و همه ی موجبات رشد شاگردان را فراهم می کند .

2-   اصل تاثیر متقابل :  بر اساس این اصل شرایط درونی فرد و شرایط بیرونی و محیط خارجی در تجربه موثر است . یعنی خود مربی ، روش کار، موقعیت اجتماعی و اقتصادی فرد ، شخصیت خود فرد ، زمانی تکمیل می شود که تجربیات گذشته با تجربیات حال و آینده در ارتباط باشند .

3-  کنترل اجتماعی : این حقیقت که هر فردی در جامعه تا حدود زیادی تحت کنترل اجتماعی است و این کنترل آزادی های فرد تا حدودی محدود می سازد .  قابل انکار نیست . افراد در مراحل مختلف زندگی تحت کنترل اجنماعی هستند.

4-  اصل مربوط به آزادی : به نظر آقای جان دیوید ، تنها آزادی ، آزادی عقل است . آزادی عقل وقتی تحقق پیدا می کند . که فرد بتواند ، قضیه های مختلف را مشاهده و بررسی کند و براساس این بررسی ها برای رسیدن با اهداف خود گام بردارد.

5-  بهترین هدف ، هدفی است که از درون خود فرد تحریک شود و برای رسیدن به این هدف تلاش فراوانی به عمل        می آید. ومانع شدن در رسیدن به این هدف خسارات جبران ناپذیری بر فرآیند تعلیم وتربیت وارد می کند . تشیکل و تعیین اهداف یک عمل نسبتاٌ پیچیده است و نیازمند به مشاهده شرایط خارجی ،آگاهی از گذشتن برای برخورد با موقعیت فعلی و قضاوت در مورد گذشته جهت درک موقعیت فعلی  آآآآ

6-  اصل سازماندهی مواد درسی : 1- مواد درسی که انتخاب می شود باید از تجربیات خود افراد انتخاب شود 2- تجربیاتی که فرد کسب کرده است آنها را وسیع تر و غنی تر کنیم . 3- توجه داشتن به ارتباط بین تجربیات علمی 4- معرفی قوانین و حقایق علمی به شاگردان از طریق آشنایی به موارد استفاده اجتماعی در زندگی روزانه می باشد .

آزاد گذاشتن افـراد در مـدرسه چه فـوایدی دارد ؟

 

1-    با استفاده از این آزادی ماهیت (طبیعت ) خود را آشکار می کند و معلم بهتر می تواند دانش آموزان را بشناسد و این شناخت خود باعث رشد را فراهم می کند .

2-   فرد یا شاگرد فعال بوده نه منفعل ، زیرا یکی از اصولی که دانش آموز را به یادگیری بهتر می رساند فعالیت خود دانش آموز است .

3-  باعث رشد سلامت و اعتماد به تجربه و تقویت روحیه ی شاگرد می شود .

رابطه ی فلسفه و تعلیم تربیت به جند صورت است ؟    به سه صورت است

1-      فلسفه بعنوان رشته ایی که درباره متافیزیک (واقعیت جهان ) ارزش ها و معرفت و شناخت آدمی بحث می کند . وتعلیم وتربیت که خود رشته ایی است مستقل که با معلم ودانش آموز، برنامه ، روش تدریس ، وسایل کمک آموزشی سر کار دارد .

2-      رابطه فلسفه با تعلیم و تربیت در این صورت به این شکل است که ، فلسفه ی تعلیم وتربیت از روش های فلسفی و فعالیت های فلسفی برای برخورد با مسائل تربیتی استفاده می کند . مانند استفاده معلم از روش استقرایی ، قیاسی ، حل مسأله و گفتگو

3-      در این صورت فلسفه بعنوان تئوری و تعلیم بعنوان عمل است . به عبارت بهتر، فلسفه از لحاظ نظری ما را با جهان و انسان آشنا می کند و آنچه  را که ما در مورد جهان و همنوعانمان می آموزیم . در شخصیت ما اثر می گذارد .

مکاتب فلسفی

مکتب تعلیم وتربیت اسلامی : یک مکتب فلسفی نیست ، بلکه تعلیم وتربیت اسلامی از منبع وحی سر چشمه گرفته است .

ویژگی های مکتب اسلامی : 1- تربیت الهی و معنوی از منبع هستی (خداوند متعال ) سرچشمه می گیرد .2- تربیت اسلامی عقلانی است ، یعنی اینکه عقل را ارزشمد می شمارد . نقش آن را در پرورش شخصیت افراد با اهمیت می داند .

هدفهای تربیتی اسلامی عبارتند از :

مهمترین هدف تربیتی اسلام پرستش خداوند یگانه ، اهداف آن همچون تقوا – عدالت  خواهی – کمک به هم نوع و مشارکت و......

روشهای تربیتی اسلام عبارتند از :

1-      عبادت 2- تلفیق ایمان و عمل 3- توأم ساختن علم و عمل 4- پاداش 5- تنبیه 6- پند اندرز

مـکتب ایـده الیـسم

ابتدا به مفهوم ایده الیسم اشاره می کنیم : که به تعابیری همچون ،  معنا گرا یی– مفهوم گرایی – ذهن گرایی – تصور گرایی و آرمان گرایی تعبیر شده است .  بطور کلی با آن دسته از تئوری ها ونظریاتی گفته می شود که در آنها به ذهن یا روح اهمیت داده می شود . ایده الیسم مکتبی است که در آن واژه هایی مانند ، ذهن ، خود ، شخص ، خدا ، تصور ، مفهوم و نظایر آن به وفور دیده می شود .

ماهیت انسان از نظر ایده الیسم ها : بطور کلی ماهیت انسان را روح یا ذهن تشکیل می دهد .  از این نظر روح یاذهن از امری مجرد بنام خدا ناشی شده است . روح در انسان دارای آثار وقدرتهای مهمی است . یکی از مهم ترین این آثار قدرت تفکر در انسان است . فکر، انسان را از سایر موجودات جدا می کند  وموجب برتری انسان بر سایر مخلوقات  می شود . یکی دیگر از از آثار و قدرت های روح اراده یا آزادی در انسان است . به نظر ایدا الیسم ها ماهیت انسان را روح یا امور معنوی    می سازد . از نظر آنها جنبه روحی ومعنوی انسان بقای پس از مرگ اورا تضمین می کند . واز این رو هر انسانی در خود می تواند احساس بقای پس از مرگ را داشته باشد .

معرفت شناسی  مکتب ایده الیسم : همانطور که گفته شد اساس معرفت انسان در این مکتب ، ذهن وتصورات ذهنی است . به نظر آن ها معرفت انسان مستقل از تجارب اوست . به عبارت دیگر انسان از همان آغاز مفاهیم ، تصورات وپدیده های خارجی را در ذهن خود دارد و نیاز نیست که پدیده ها ی اطراف خود را تجربه کند بلکه کافیست در مورد این پدیده ها فکر کند به عقیده آنها جهان را باید در ذهن خود جستجو کرد یا به عبارتی دیگر باید با امری ذهنی به جهان نگریست . آنها براین عقیده اند . که معرفت حاصل از حواس ، معرفت واقعی نیست . بلکه معرفت واقعی انسان حاصل تفکر و اندیشه او است .

ارزش شناسی ایده الیسم :  از نظر ایده الیسم ها ارزش ها با توجه به ماهیت خود اموری مطلق می باشد .به عبارتی دیگر ارزش ها ثابت و تغییر ناپذیرند . آنچه که تغییر می کند ارزش ها نیستند بلکه ارزش گذاریها هستند .آنها عقیده دارند مطلق بودن ارزش ها امری است بدیهی و روشن و نیازیی به استدلال ندارد . آنها معتقدند که اشیاء ازز نظر انسان ارزش گذاری می شوند اما این انسان نیست که به اشیاء ارزش می دهد . بلکه ارزش ها در اشیاء نهفته هستند . ووظیفه انسان درک این ارزشها است . از این رو انسان این ارزش ها را  کشف می کند .  و این کشف بوسیله تفکر امکان پذیر است . از نظر آنها ارزشها ی معنوی بالاتراز ارزش های مادی است و ارزشها ی مطلق پایدار تر  از ارزشهای ناپایدار هستند.

« نظریات تربیتی مکتب ایده الیسم که در اینجا به عمده ترین نظریات تربیتی ایدالیسم ها اشاره می شود . از این رو ابتدا به نقش معلم وشاگرد می پردازیم . و سپس مفهوم و هدف تعلیم وتربیت را مورد بررسی قرار می دهیم . ودر ادامه برنامه و محتوای دروس و روش تدریس این مکتب را مورد بررسی قرار می دهیم . »

نقش معلم از نظر ایده الیسم : معلم نقش اساسی در تعلم وتربیت بر عهده دارد . معلم باید روح و یا ذهن را به عنوان  عالی ترین صورت هستی،  رشد دهد . معلم وظیفه دارد که شاگردان را با امور واقعی آشنا سازد . معلم باید زندگی خود را وقف دانش آموز کند . معلم باید موضوعی را که تدریس می کند . بداند که چقدر دارای اهمیت است . از نظر سقراط معلم فردی است که ناظر بر زاییدن فکر دانش آموزان است . او باید مفهمومی را که در ذهن خود دانش آموز هست پیدا کرده و پرورش دهد  . معلم کسی است که تا سر حد امکان دارای زیباترین خصایص نوع بشری باشد . معلم موجودی است که شایسته سر مشق گرفتن است . وشاگرد باید معلمش را سر مشق قرار  دهد .به عقیده ایدالیسم ها بهترین معرفت ها آن است.که از وجود خود دانش آموز بر خاسته باشد . نه با معلوماتی که به ذهن دانش آموز تزریق می شود .

نقش شاگرد در مکتب ایده الیسم : به عقیده این مکتب دانش آموز فردی کم رشد یافته که تصوراتی از پدیده های پیرامون خود در ذهن دارد . که باید او را حمایت و هدایت کرد تا در مورد پدیده های جهان بیندیشد . از نظر آنها شاگرد به عنوان جزیی از جهانی است که نهایتش معنوی وروحانی است . بنابراین شاگرد هم سر نوشتی روحانی دارد .باید استعدادهای بالقوه اش را خودش کشف وشکوفا نماید .شاگرد نباید به جهان به عنوان موجودی ضعیف نگاه کند بلکه جهان ر ا باید دارای پدیده های متعدد دانست که هر کدام دارای معنا ومفهومی خاص هستند بنگرد .

مفهوم وهدف تعلیم وتربیت در مکتب ایده الیسم : از نظر ایده الیسم ها تعلیم وتربیت دارای مفهومی خاص است . آنها عقیده دارند که تعلیم وتربیت یک جریان ابدی ومطابقت انسان با خداوند است . انسان که از جهت جسمانی و ذهنی رشد یافته و دارای اراده و آزادی است . به عقیده آنان تعلیم و تربیت در اصل فن تحریک رشد روح و ذهن در شاگردان است .

برنامه ها ومحتوای دروس از نظر مکتب ایده الیسم : مواد برنامه ها باید به گونه ای تهیه وتنظیم شوند که موجب پرورش روح و ذهن در شاگردان شود . از نظر داشته ها ریاضیات مهم ترین ماده درسی است زیرا موجبات پرورش تفکر در شاگردان کمک کند . آنها به علوم تجربی  تا اندازه ای که فکر شاگردان را تقویت کند بها می دهد  . به ادبیات و دستور زبان نیز توجه ویژه دارند چون معتقدند که انسان را با موضوعات و مفاهیم آشنا می سازد و درست خواندن و نوشتن را به افراد می آموزد .آنها علوم دینی و ورزشی را نیز موجبات رشد  به حساب می آورند . تا آنها را مورد تاکید قرار می دهند .

روش تدریس در مکتب ایده السم : از نظر این مکتب دانست ها بهترین روش تدریس گفتگو یا مباحثه است . آنها اعتقاد دارند مه که معلم با ارائه سوالات متعدد شاگردان را ترغیب کند که به تفکر و اندیشیدن علاقه مند شوند .

 

مکتب رئالیــسم

 مکتب رئالیسم : یکی از مکاتب قدیمی که در فلسفه نظریات متعددی را ارائه داده کرده است مکتب رئالیسم است . مفهوم رئالیسم چنین است که به واقع یا واقه گرایی توجه ویژه دارند دلیل عمده نام گذاری این مکتب به رئالیسم آن است که در آن به واقعیت اشیاء و پدیده ها ی موجود در جهان توجه ویژه دارند و واقعیت آنها را مورد تاکید قرار می دهد در این مکتب ماده به عنوان واقعیت نمایی یا نهایی مد نظر است .

انواع رئالیـسم :  1- رئالیسم طبیعی  2- رئالیسم تعقلی  : پیروان واقع گرای تعقلی تحت تاثیر عقاید و اندیشه های ارسطو فیلسوف مشهور قرار دارند . اما رئالیسم طبیعی یا واقع گریان طبیعی که خود شاخه ای از رئالیسم که پس از دوره ی رنسانس پدید آمد یک دیدگاه تجربی است . به عقیده آنها جهان وپیرامون ما امری واقعی است و وظیفه ی علم است که در جستجو درباره ی خواص این جهان بپردازد . فلسفه تنها هماهنگ نمودن مفاهیم علمی را بر عهده دارد هر دوی آنها عقیده دارند که مباحث روحی  یا معنوی را نمی توان در جهان اثبات نمود و از این رو سعی می کنند در قلمرو و مباحث مادی حرکت کرده وبه کشف بپردازد .

مبانی فلسفی رئالیسم : همانطور که اشاره شد اصل اساسی مورد قبول این مکتب بر پایه ماده قرار دارد به عبارت دیگر ماده واقعیت نهایی است . پدیده های موجود در جهان همه اموری واقعی هستند و همه ی آنها وجود دارند آنها عقیده دارند این پدیده ها مستقل از ذهن انسانی هستند  به عبارت دیگر هر یک از این پدیده ها مستقل از ذهن انسان وجود دارند رئالیسم طبیعی و تعقلی  هر دو ب این باورند که واقعیت ماده وجود دارد. به طور خلاصه واقع گریان به اشیاء وامور خارجی موجود در جهان تاکید بسیار دارد در مقابل ذهن و تصورات ذهنی کمتر مورد توجه قرار می دهند  .

شناخت رئالیسم : همانطور که اشاره شد اساس معرفت شناسی رئالیسم بر مبنای شناخت واقعی پدیده ها است که با استفاده از عقل و حواس صورت می گیرد تعقل گراها معتقدند معرفت عقلی برتر است اما واقع گریان طبیعی معرفت یا شناخت انسان بر پایه ادراکات حسی از این رو انسان باید به کمک حواس و بر مبانی تجربیات خویش جهان را بشناسد . ارزش شناسی رئالیسم : به عقیده ی واقع گریان ارزشها همانند امور خارجی وجود عینی دارند در این زمینه بین واقع گرایان اختلاف نظر است . واقع گرایان تعقلی عقیده دارند که ارزشها بر پایه ی بنیاد های ثابت استوار است آنچه تغییر     می کند .ارزشها نیستند بلکه ارزش گذاری ها هستند .اما واقع گرایان طبیعی اعتقاد دارند که ارزش ها بنیان ثابت ندارند .  وبا توجه به موقعیت و شرایط تغییر می کند .

نظریات تربیتی مکتب رئالیسم :

نقش معلم : در این مکتب معلم نقش عمده ای بر عهده دارد . معلم هدایت کننده فعالیت های تربیتی است . معلم وظیفه دارد به دانش آموز کمک کند تا تفکر منطقی را بیاموزد . با حقایق آشنا شود.  در این زمینه واقع گرایان تعقلی به پرورش نیروی تفکر ، اما واقع گرایان  طبیعی به پرورش حواس وقوای حسی در شاگردان اعتقاد دارند.

نقش دانش آموز :  در مکتب تربیتی رئالیسم ، شاگردان باید تحت نظارت معلم ، به حقایق پی ببرند . جهان پیرامون خود را بشناسند . به نیروی برتر خودشان ( تعقل) پی ببرند . و با استفاده از حواس به شناخت جهان برسند .

 هدفهای تعلیم وتربیت در مکتب رئالیسم :

بطور کلی هدف از تعلیم وتربیت در این مکتب ، دست یابی به این هدف ، نسبت به حقایق موجود در جهان و پیرامون مان است . وبرای رسیدن به این هدف باید از قوه ی تفکر و قوای حسی به نحو احسن استفاده کرد . وظیفه ی ما هم آن است که به مطالعه و بررسی ویژگی های موجود در جهان بپردازیم  .

برنامه ومواد ومحتوای درسی در مکتب رئالیسم :  به نظر واقع گرایان برنامه ها باید به گونه ای تنظیم وطراحی شوند که شاگردان بتوانند اطلاعات لازم را درباره ی  جهان پیرامون خود کسب کنند . آنها به علوم تجربی که شامل زیست ، شیمی ، فیزیک وستاره شناسی و .............. می شود . توجه بیشتری نشان م دهند . آموزش زبان وا دبیات محلی وبومی را مورد تاکید دارند . زیرا به این وسیله شاگردان راحتر با حقایق علمی آشنا می شوند . آنها فراگیری ریاضیات و هنر را تا آنجا که موجب آشنایی شاگردان با حقایق موجود در جهان شود .  تاکید دارند .

روش های تدریس  در مکتب رئالیسم  :

واقع گرایان طبیعی و واقع گرایان تعقلی در شیوه ی تدریس هر دو بر این عقیده اند . که روش های تدریس باید مبتنی بر یافته های روان شناسی اما در این مورد اختلاف نظر دارند ، واقع گرایان تعقلی عقیده دارند که روش تدریس باید بر مبنای روانشناسی گشتالت باشد . یعنی در تدریس بر کلیات موضوع تاکید دارند . اما واقع گرایان طبیعی بر این باورند که روش تدریس باید مبنای روان شناسی رفتار گرا باشد . که همان مشاهده و آزمایش است و قابل اندازگیری وسنجش است .

 

 

مکتب پراگمـا تیسم

مکتب پراگما تیسم :

مکتبی است : معاصر، که در آمریکا تشکیل شده است .  پایه گذار اصلی این مکتب پیرس ، است . این مکتب فلسفی و تربیتی که اساس آن را پرگما ( یعنی کار وعمل ) تشکیل داده است .به همین دلیل پرگما تیسم یا عمل گرایی ، مکتبی است که ملاک حقیقی بودن این ایده را مفید بودن وسود مندی آن در عمل است . یعنی پراگما تیسم فلسفه ای است که در آن تلاش شده است که حقایق را در سود مندی آنان در عمل توجه کنند .

هیچ امری ثابت وپایدار وجود ندارد وانسان هم خود جزیی از این جهان است . که مدام در حال تغییر وتکامل است . از نظر پراگما ، اساس جهان شناسی را تجربه تشکیل می دهد . تجربه این تعامل  بین فرد وجهان است . جان دیویی معتقد است ، اشیاء و پدید ه ها موجود در جهان زمانی برای ما ارزش مند هستند که جزیی از تجربه ها ی ما را تشکیل داده باشند . آنها عقیده دارند که جهان چندین مرتبه دارد . 1- جهان مربوط به آینده است ( جهان در حال تکامل است ) 2- بر پایه ی این اصل تغییر هیچ چیز ثابت وپایدار وجود ندارد . 3 – جهان روبه تکامل است 4- جهان کثیر است . یعنی اینکه از پدیده ها و اشیاء گوناگون تشکیل شده است . بنابر این جهان های متعدد ی مورد نظر است . 5- شناخت جهان بر اساس تجربه است . یعنی اینکه تجربه ما را به شناخت جهان می رساند . 6- انسان با جهان و طبیعت پیرامون خود مرتبط است . انسان جزیی از جهان است . جهان که در تکامل است ، پس انسان هم نیز در حال تکامل است .

معرفت شناسی  پراگما تیسم :

اساس معرفت شناسی پراگما تیسم را تجربه تشکیل می دهد . آنها عقیده دارند که اشیاء و پدیده های خارجی ، هنگامی که در تجربه ی ما بدست بیایند قابل درک وشناساسی اند .معرفت واقعی را ، معرفتی م دانند که از راه تجربه کسب شده باشد .

ارزش شناسی پراگما تیسم :

از نظر آنها ارزش ها و وجود ارزشها تا آن زمان واقعی هستند که این ارزشها در زندگی ما موثر باشند . آنها عقیده دارند که ارزش ها اموری مطلق و دائمی نیستند . بلکه تابع شرایط ومحیط و زمان می باشند و در حال تغییر می باشند.

هدفهای تعلیم وتربیت از دیدگاه پرگما تیسم :

همانطور که اشاره شد از نظر آنها انسان و جهان در حال تغییر وتکامل هستند بر این اساس هیچ هدف ثابت تربیتی وجود ندارد . آنها اهداف تعلیم و تربیت را اساس تجربه قرار داده اند .

روش تدریس پرگما تیسم :

بهترین روش تدریس را حل مسأله می دانند . معلم ومربی باید شرایطی را فراهم آورند که با ایجاد آن شرایط دانش آموز خودش مسأله را حل نماید .

مواد ومحتوای درسی  پراگما تیسم :

باید  به گونه ایی باشند که با تجربیات فعلی شاگردان هم خوانی و ارتباط داشته باشد . آنها عقیده دارند که محتوای دروس باید به گونه ایی تنظیم و هماهنگ شوند . که شاگردان خودشان با استفاده از آنها مسأئل و مشکلاتشان را حل کنند . آنها بر موضوع درسی خاصی تأکید نمی کنند .